ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري
184
قصص الانبياء ( فارسى )
جواب - موسى را ترس نه از جادوان و جادوى ايشان بود ، ليكن ترسيد كه نبايد بنى اسرايل و آن عامه فريفته گردند ، و ظن برند كه آن حقّست و حق را دست بازدارند . قال اللّه تعالى : يا موسى لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى . « 1 » مترس كه ما ترا بديشان دست دهيم . قوله عزّ و جل : وَ أَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا . « 2 » گفت بيفكن آنچه در دست راست دارى تا فرو خوارد آنچه ايشان ساختهاند كه آن جادوى است ، و آنجا كه حق آمد جادوى را چه خطر باشد . علما را در اينجا سخن است . بعضى گفتهاند كه اين سخن جبريلست كه گفت . و بعضى گفتهاند كه ملك تعالى او را بشنوانيد . و بعضى گفتهاند كه ملك تعالى در دل او افكند . پس موسى عصا بيفكند و گفت : بسم اللّه العزيز المنّان ، الرحيم الرحمن . در ساعت عصاى موسى سر برآورد و آن همه جادوى ايشان فروخورد . ] b 38 [ گويند چندين خروار رسن و عصا بود چندانكه اختلاف است همه فرو خورد ، چنان كه هيچ پديد نيامد . آنگاه آتش از دهن او جستن گرفت و قصد خلق كرد تا همه سپاه بترسيدند و هزيمت شدند . در تفسير چنان آوردهاند كه هفتصد هزار مرد در زير پاى لشكر هلاك شدند ، باز قصد تخت فرعون كرد و قبهء او . فرعون زينهار خواست . امر آمد كه يا موسى عصا را بگير . موسى عصا را بگرفت . سحره با يكديگر گفتند اگر جادوى بودى ناپديد نشدى اين رسنها و عصاها ، اين نيست مگر حق و صنع صانع . ملك تعالى در ساعت دلهاى ايشان را بايمان گشاده گردانيد و راه راستشان بنمود ، در وقت به سجده افتادند و زارى ميكردند و مىگفتند : آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ « 3 » . فرعون چون آن بديد گفت سجده مرا مىكنند و مىستايند و شكر مىكنند . جمله بانگ برآوردند كه نى نى « 4 »
--> ( 1 ) - طه 68 ( 2 ) - طه 69 ( 3 ) - الاعراف 121 ( 4 ) - كه نه